Top Stories

یورگن هابرماس، فیلسوف مشهور آلمانی، می‌گوید آلمان و فرانسه باید سیاست اروپایی سامان‌یافته‌تری را با رویکردی نسبت به آینده درباره بحران پناهندگان اتخاذ کنند. او در این مصاحبه تأکید دارد این سیاست باید بر همکاری بهتر کشورهای اروپایی و غربی نسبت به بحران پناهندگان تمرکز کند.  جناب پروفسور، دنیای مدرن درگیر تنش‌های به‌هم‌پیوسته‌ای شده است که هر روز چالش‌های جدیدی را پیش می‌کشد. موج پناه‌جویان از منطقه خاورمیانه و بخش‌هایی از آفریقا یا غرب بالکان به اروپا هجوم آورده‌اند. از دیدگاه فلسفی چه واکنشی باید به این مسئله داشت؟حق پناهندگی جزء حقوق انسانی است. هرکس خواستار پناهندگی سیاسی باشد، باید از او استقبال و با مروت نسبت به او برخورد کرد. این پاسخی اولیه است هر چند ممکن است در این مسئله خاص چنین حالتی یعنی حق پناهندگی سیاسی وجود نداشته باشد.

سفیر عربستان در بریتانیا در روزنامه «تلگراف» یادداشت نوشت

دیر زمانی است که هیچ چیز در دنیای ریاکارانه دیپلماسی تهدیدی برای رابطه بریتانیا و عربستان سعودی نبوده، انبوهی از پول، همه مشکلات را در پشت پرده حل کرده و فقط لبخندهای سیاستمداران مقابل دوربین‌ها عیان شده است. شاید رقابت تنگاتنگی میان برخی رژیم‌ها برای خشونت‌ورزی باشد اما بی‌شک پادشاهی عربستان سعودی سرآمد همه این رژیم‌هاست؛ با این همه روابط دو کشور کمتر زمانی، حداقل بر سر مسائل حقوق بشری، خدشه‌دار شده است. اما حکم اخیر حبس و ٣٥٠ ضربه شلاق برای شهروند ٧٤ساله بریتانیایی ساکن عربستان دست‌کم تلنگری زد به دولتمردان بریتانیایی، همان‌ها که روزهای گذشته سیل انتقادات را روانه عربستان سعودی کردند. ظهور «جرمی کوربین» رهبر جدید حزب کارگر انگلیس و انتقادات تند و تیز او هم البته تأثیرگذارتر از آن بود که سعودی‌ها به‌راحتی از کنار این انتقادات بگذرند. واکنش عربستان سعودی به این انتقادات، مقاله روز دوشنبه شاهزاده «محمد بن نواف بن عبدالعزیز» سفیر عربستان در بریتانیا در روزنامه «تلگراف» بود؛ مقاله‌ای که در واقع هشدار به خروج از همکاری‌های امنیتی و اقتصادی با بریتانیا بود، مگر آنکه به گفته محمد بن نواف، بریتانیا به عربستان احترام بگذارد.

21 آذر ماه سال گذشته ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه در سخنرانی سالانه خود به انتقاد از سیاست های فرهنگی غرب پرداخت. پوتین در آن سخنرانی به مبانی فکری غرب حمله کرد و گفت: "غربیان به یک شکل با خیر و شر برخورد می‌کنند و بین آنها تفاوتی نمی‌گذارند."رییس جمهور روسیه همچنین گفت که به دفاع از ارزش‌های سنتی خانواده متعهد است و این ارزش‌ها را اساس "عظمت روسیه و سنگری در برابر به اصطلاح مداراگری" می داند.

ریسک چیست و چه زمانی ریسک بزرگ است و چه زمانی کوچک؟ آیا اصلا باید در زندگی ریسک کرد؟ دانشمندان معتقدند بدون ریسک زندگی انسان پیشرفت نمی‌کند.ریسک یک مفهوم است. مفهومی که از سالیان دور در زندگی بشری قد علم کرده است. زمانی که انسان غارنشین به‌دنبال شکار از غارش خارج می‌شد، ریسک می‌کرد و زندگی خود را به خطر می‌انداخت. امروز هم که انسان امروزی پایش را از خانه بیرون می‌گذارد، به محل کارش و به سفر می‌رود، ریسک می‌کند.با این حال مفهوم ریسک در ذهن بسیاری از انسان‌ها به معنای مالی آن به‌کار می‌رود. ریسک مالی یعنی اینکه پول را در راهی به کار ببرند که احتمال از دست دادن آن وجود داشته باشد. با این حال ریسک در مورد هر چیزی که به کار رود این مفهوم را می‌رساند که احتمال از دست دادن آن چیز یا تهدید آن وجود دارد.البته ریسک به‌طور مطلق همیشه به معنای از دست دادن نیست. در تئوری بازی و سرمایه‌گذاری ریسک تنها یک مقیاس برای ناسازگاری نتایج پیش‌آمده است. بیمه یک مثال کلاسیک از سرمایه‌گذاری است که ریسک تولید می‌کند. خریداران مبلغی را به عنوان ضمانت می‌پردازند تا از آنها در برابر از دست دادن کالایشان محافظت شود.

بسیاری از کارآفرینان علاقه دارند تا کسب‌و‌کار جدیدی را شروع کنند اما در عین حال بین تعهدات و علایق خود نیز یک توازن ایجاد کنند. اما چگونه این امر ممکن است؟ تصور اکثر مردم از یک کارآفرین نمونه فردی است که ساعات طولانی به شدت کار می‌کند، مصمم و با اراده بر موفقیت تمرکز می‌کند و نگرانی اندکی بر توازن کار-زندگی دارد. این در حقیقت توصیف بی‌طرفانه‌ای از بسیاری از صاحبان کسب‌و‌کار است اما تنها راه برای وصف یک کارآفرین نیست.  این روزها، تکنولوژی راه‌اندازی یک بنگاه اقتصادی کوچک از منزل‌تان را ممکن کرده است. در حالی می‌توانید یک کسب‌و‌کار را از منزل پیگیری کنید که در عین حال با علایق‌تان و ملاحظات‌تان از بازار منطبق باشد. مایک کینست زمانی که در حال ساخت یک خانه جدید بود، شرکت K&K Worldwide LLC را بنا کرد. خرده‌فروشان محلی فیلتر‌های مخصوصی را که او می‌خواست بخرد به او نمی‌فروختند و پس از اینکه او آنها را مستقیما از تولیدکننده خرید، برنامه‌ای به ذهنش خطور کرد که آنها را آنلاین بفروشد و یک بنگاه اقتصادی پاره‌وقت راه بیندازد.

دلایل متعددی برای اختلاف ثروت مشاهده‌شده بین افراد وجود دارد. برخی از افرادی که ثروت اندکی دارند، جوان هستند و در نتیجه فرصت کمی برای انباشت ثروت داشته‌اند. برخی دیگر ممکن است با ورشکستگی یا بدشانسی مواجه شده باشند؛ یا در کشورها و مناطقی زندگی کنند که چشم‌انداز خلق ثروت، محدود است. در برخی کشورها،

این روزها هنگامی که به کتابفروشی می‌رویم تا کتابی را انتخاب کنیم با تصمیمی سخت مواجه می‌شویم؛ این‌که کتاب دیجیتالی بخریم یا کتاب چاپی؟ هرچند هر کدام مزایا و معایب خود را دارند اما انتخاب بهترین گزینه به عوامل متعددی بستگی دارد.به نقل از شبکه cbs، برخی فوائد عملی انتخاب کتاب دیجیتال بسیار روشن است؛ قابلیت حمل یک کتابخانه در یک دست‌افزار الکترونیکی به هر جا که می‌خواهید بسیار راحت است؛ به‌ویژه برای کسانی که دائم در سفر هستند یا آنانی که همیشه دنبال داستانی برای خواندن هستند.

 گالری ملی لندن این روزها میزبان شاهكارهای هنری فرانسیس گویا، نقاش و صورت‌گر برجسته اهل اسپانیاست. فرانسیسكو گویا (١٨٢٨-١٧٤٦) از آخرین بازماندگان نسل استادان كهنه‌كار اروپا (لقبی كه به نقاشان اروپایی پیش از قرن نوزدهم اطلاق می‌شد) و از پیشگامان دوران پیش از مدرنیسم است. گزارشی را كه «استفان بولتسن» خبرنگار نشریه آلمانی زبان « دی ولت » از این نمایشگاه تهیه كرده با هم می‌خوانیم:

نوشته: سیما توحدی 

 خشک سیمی ، خشک چوبی ، خشک پوست

از کجا می اید این آوای دوست؟   

گر زسیم است این صدای نازنین   

خود چگونه میزند هیهای دوست؟    

زمین این گهواره باشکوه و استوار از دیر باز خواستگاه هزاران شور و شوق ، امید و آرزو ، حسرت و اندوه و غمهای بی شماری بوده است. این احساسات رنگین بشری هماره میهمان عزیز سازها و ترانه ها شده اند و زیباترین و باشکوه ترین نواها را شکل داده اند. هر جا زندگی بوده ، ساز با حضوری چشمگیر خود نمایی کرده است. هر جا اندیشه و هنری بوده ، موسیقی مثل چشمه ای زلال جاری شده و روح تشنه باورهای ملتی را سیراب کرده است.

«آدم تنها مخلوقی است که نمی خواهد همان باشد که هست.» (آلبر کامو) آلبر کامو (Albert Camus) در تاریخ ۷ نوامبر سال ۱۹۱۳ میلادی متولد شد و در چهارم ژانویه ۱۹۶۰ میلادی نیز درگذشت. او نویسنده، فیلسوف و روزنامه نگار الجزایری فرانسوی تبار، یکی از فلاسفهٔ بزرگ قرن بیستم و از جمله نویسندگان مشهور و خالق کتاب بیگانه است.کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر می پردازد» برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. آلبر کامو دو سال پس از بردن جایزهٔ نوبل در یک سانحهٔ تصادف درگذشت.

خطاب به پروانه‌ها و طلا در مس براهنی بخش بزرگی از نوجوانی من بودند، همانطور که کارگاه شعر و قصه‌ی براهنی و شعر زبان و دهه‌ی هفتادی که نام و نفس براهنی در آن دمیده شده بود، جوانی خیلی‌ها بود. من البته ماحصل تحولات دهه‌ی هفتاد و شعر زبان را از سال 82 پی‌گیری کردم . تا پیش از آن نه سنم می‌رسید نه قدم می‌رسید . با " از هوش می" و "نگاه چرخان" همانقدر متاثر شدم و گاه گریه کردم که با مقالات طلا در مس، مثل آن مقاله‌ای که از خالی شدن خیابان‌ها موقع پخش شدن مراد برقی گلایه داشت و تلویزیون را در راستای ترویج تفکر انتقادی نمیدید و غصه می‌خورد، نه فقط غصه‌ی رمانتیسیسم منسوخ توللی و ضعف اساتید ادبیات و خیلی چیزهای دیگر را . من آن مرد را جدای از تمام حواشی ساختگی یا غیر ساختگی پیرامونش دوست دارم . دو بار دوستش دارم . یک بار برای نوجوانی و حالایم و یک بار برای سرزمینی که او، از آن و برای آن می‌نویسد. حتی برای نسل بی سن فردایش . اغراق نیست اگر او را جزو اصلی ترین پایه گذاران نقد ادبی و تفکر ادبی در ایران دانست.

کتاب‌های برتر غیرداستانی 2015 از نگاه «تلگراف»- هر ساله هنگامی که به روزهای پایانی سال میلادی نزدیک می‌شویم، نشریات مختلف صفحات فرهنگی خود را به مروری بر کتاب‌هایی در گونه‌های مختلف اختصاص می‌دهند و - نابر نظر منتقدان خود تعدادی را به‌عنوان کتاب‌های برگزیده آن سال معرفی می‌کنند. نشریه «دیلی تلگراف» در تازه‌ترین بررسی‌های خود بهترین کتاب‌های علمی انگلیسی زبان سال 2015 را معرفی کرده است. «قبایل اعصاب» (Neurotribes) نوشته «استیو سیلبرمن» داستان انسان های دچار بیماری «اوتیسم» است؛ این کتاب آن‌چنان پرحرارت و با ریتمی مناسب نگاشته شده که جایزه کتاب‌های غیرداستانی «ساموئل جانسون» در سال 2015 را از آن خود کرد. «قبایل اعصاب» را شاید بتوان نخستین کتاب علمی دانست که این‌گونه مخاطبان عادی را نیز به خود جلب کرد. بی‌شک علاقه ما به آگاهی پیدا کردن درباره «اوتیسم»، بر بینشی استوار است که در حقیقت می‌تواند فوائد اجتماعی را در خود نهفته داشته باشد. «سیلبرمن» در این کتاب به ما یادآوری می‌کند که یک انسان بزرگ جایی است در ژرفای خیال.

پاریس از چند هفته پیش تا حالا در مرکز توجهات بین المللی بوده است؛ شهری که با حوادث تروریستی 13 نوامبر یکی از تلخ ترین و بدترین زمان های تاریخ خود را تجربه کرد. بعد از آن حملات تروریستی بود که خیلی ها گفتند حالا که وضعیت امنیتی این‌طوری شده، اجلاس آب و هوا در جایی دیگر برگزار شود که مبادا داعشی  ها دوباره هوای ترور به سرشان بزند. اما از همان زمان ، رئیس جمهور فرانسوا اولاند و هم قطاران او گفتند که برای اینکه به تروریست ها نشان دهند خیلی کوچک‌تر و حقیر تر از آن هستند که تهدیدات و کارهایشان ما را بترساند، به کوری چشم آنها، اجلاس آب و هوا را سر وقت مقرر و در همین پاریس برگزار می کنیم. همین هم شد و از دوشنبه، پایتخت مهد آزادی بیان، میزبان رهبران متعددی از سراسر جهان شد تا هوای تروریست‌ها «پس» شود. هر چند که سربازان فرنگی، درست و درمان و پر رنگ و سفت و سخت، هوای اجلاس را داشتند و با تدابیر شدید امنیتی، نگذاشتند آب در دل شرکت کنندگان، تکان بخورد.

به بهانه روز جهانی مبارزه با ایدز -هنوز درمانی قطعی برای بیماری ایدز در جهان پیدا نشده و به صورت تصاعدی بر تعداد مبتلایان به ایدز در جهان افزوده می شود. اگر چه تا کنون بارها بر لزوم پیشگیری از این بیماری در برابر درمان ناممکن آن تاکید شده است اما به نظر می رسد هنوز این مسئله در سنین پرخطر ،(یعنی سنینی که احتمال ابتلای فرد به ایدز بیشتر است) نهادینه نشده است.بر اساس گزارشهای منتشر شده در روزجهانی ایدز هم اکنون این بیماری مهلک در سرتاسر جهان افزایش یافته است.این یعنی خطر و فاجعه ای که همه بشریت را تهدید می کند.

 در جهان، از هر سه زن، یک نفر با خشونت فیزیکی یا جنسی، دست و پنجه نرم می‌کنند. این واقعیتی است که جنس زن، درگیر و دچارش است و متاسفانه این روزها، شاهد افزایش آمارش هستیم. آماری که درد را به خانه‌های این جنس لطیف روانه می‌کند. جنسی که برای آرامش مرد آفریده شده است. اصطلاحی تخصصی که گریبان زنان را می‌گیرد و آنها را به گودال سیاه خشونت هل می‌دهد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را «هرگونه عمل خشونت آمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی (بدنی)، جنسی یا روانی زنان بشود» تعریف کرده است که شامل «تهدید به این کارها، اِعمال اجبار، یا سلب مستبدانه آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)» می‌شود. 

به مدت سه ماه نمایش «شیر قرمز» در مرکز تئاتر سلطنتی انگلستان، جایی که زیباترین درام‌های ساخت بشر از «هملت» تا «در انتظار گودو» با بهترین اجراها به نمایش درآمده است، یک فاجعه تمام عیار رقم زد. خبر خوب برای آن‌هایی که با مینی ژانر درام فوتبالی آشنا هستند این بود که هیچ فوتبالی در آن اجراها به نمایش درنیامد. فوتبال برای هنر یک ستاره شوم است، تاریخ برای ما از حرکات شجاعانه و بزرگ، حماقت‌های ظاهرا مقاومت ناپذیر از تلاش برای خلق یک قطعه منسجم از هنرهای دراماتیک بر اساس فوتبال حکایت می‌کند، حکایت‌هایی همه ناموفق. به ظاهر حفظ فوتبال به صورت عریان و خالی از تصنع ‌،یک اصل  بسیار اساسی است.نمایش شیر قرمز همه چیز را در سطح حداقل قرار می‌دهد، در این نمایش دو ساعته و در سه پرده، تنها چیزی که از فوتبال می‌بینید یک اتاق رختکن، لباس‌های فوتبال و توپ است و درام در رابطه با یک مربی و باریکن اتفاق می‌افتد  اما باز نتیجه مطلوب نیست. فرض کنید هارولد پینتر (نمایشنامه نویس و برنده نوبل ادبیات در سال 2005) در یک میز کنار هری ردنپ (سرمربی انگلیسی که به سنت گرایی و عدم استفاده از علوم نوین در فوتبال معروف است) بنشیند، پینتر از برش‌ مینیمالیستی تئاتر، مبادلات تغزلی ناب و تلاش‌های ابزورد از کشف واقعیت از طریق هنر می‌گوید: «اینو از من داشته باش عمو هری! رمز زندگی نفس کشیدنه، این یه واقعیته، هوا رو بده تو، بده بیرون، از فرصت استفاده کن. » (نمایشنامه جشن تولد اثر هارولد پینتر) و در آن سو  ر‌دنپ چای انگلیسی‌اش را هورت می‌کشد و با تا  لهجه شرق لندنی بگوید: «ببین من دو ساله هیچی ننوشتم، هیچی نمی‌خونم، من حتی لیست لعنتی تیمم رو هم خودم پر نمی‌کنم، زیادی خوب انگلیسی حرف می‌زنی!» (کنفرانس خبری پس از یکی از  بازی های تیم تاتنهام در سال 2012).

در واقع مشکلی در خود نمایش وجود نداشت، نوشته بسیار هوشمندانه، دیالوگ‌ها مدرن، بازیگران فوق‌العاده و کارگردانی بی‌نقص بود. در جایی از نمایش سرمربی به بازیکن می‌گوید: «اینجا کشتی دزدان دریایی است.» این جمله به شدت به‌جا و درست است، در واقع یک لحظه غفلت در فوتبال باعث می‌شود شما جای خود را از دست بدهید، دیگران جای شما را می‌گیرند حتی حاضرند خردتان کنند اما در این جمله واقعیت عریانی وجود دارد که از حد ورزش بالا می‌زند که دیگر با فوتبال سازگار نیست. مشکل به سادگی خود فوتبال است، با وجود تنش‌های دائمی دراماتیک در فوتبال و فهرست بی‌پایانی از قهرمانان و خائنان که فوتبال را به موضوعی ناب برای هنر تبدیل می‌کند اما هرگونه اجرای هنری از فوتبال که آن را از شکل طبیعی‌اش در زمین مسابقه خارج کند تبدیل به تلاش نافرجامی می‌شود. فوتبال در بستری از وهم جاری است و اقدام برای بازسازی این وهم حتی در بهترین حالت، چنان به آن لطمه می‌زند که تبدیل به امر مصنوعی می‌شود. احتمالا غلط است که بگوییم تا به حال هیچ نمایش، فیلم   یا کتاب خوبی درباره فوتبال نداشته‌ایم اما تاریخ گواهی می‌دهد که شاید این جمله زیاد هم غلط نباشد.

عموما بسیاری از نمایش‌ها و درام‌های فوتبالی در شیاری از روزمرگی گرفتار می‌شوند، کمدی معقول، بزن و بکوب و مدرن «مربی انگلیس» ، تا آثار جدی و افتضاحی مانند «وقتی شنبه بیاید» و«مثل بکهام کات بکش» و حتی اثر تحسین‌شده و نبوغ آمیزی مانند «ترس دروازه‌بان از ضربه‌پنالتی» یک چیزی نسبت به فوتبال کم دارند. شاید شاهکار فوتبالی در عرصه فیلمسازی «ویکتوری» باشد که صحنه‌های فوتبالی آن درنیامده است و بیشتر تلاشی است برای نشان دادن آزادی و ارزش‌های انسانی. بهترین کتاب فوتبالی شاید رمان زیبای «بدشانس‌ها» اثر بی اس جانسون باشد که شخصیت اصلی آن می‌خواهد یک خبرنگار فوتبالی شود. این کتاب نیز بیشتر از اینکه درباره فوتبال باشد درباره زندگی است. در سریال‌های تلویزیونی نیز وضعیت مشابه‌ای حاکم است «خطای حرفه‌ای» درباره جاسوسی و رسوایی اخلاقی در جام جهانی 1982 ساخته شد اما بیشتر از اینکه به عنوان یک اثر ورزشی قانع کننده باشد تلاشی است از روی اجبار برای بیان داستانی دیگر در فضای دیگر.

در اغلب موارد مثال زده شده مشکل ساده ای وجود دارد، احساس می‌شود یک استعداد بالقوه در دام افتاده است. سوءظنی وجود دارد که این‌همه عوامل با بودجه بندی دقیق، برنامه ریزی‌های منظم و تلاشی دقیق و وسواسی فوتبال را به سیخ کشیده‌اند تا به شکل داستانی قانع کننده به مخاطب ارائه دهند، آیا آن‌ها واقعا کار دیگری برای انجام دادن ندارند؟ اما نکته اساسی اینجاست که لازم نیست   فوتبال در درام ساخته شود. چرا که خود فوتبال درام است اما نه الزاما همیشه درامی خوب  بلکه گاهی  یا حتی در بیشتر موارد، فوتبال بازی دسته‌ای از دلقک‌هاست، یک پانتومیم وحشتناک زشت، پر از اشتباه، سرشار از داستان‌هایی خود محورانه، شخصیت‌هایی کارتونی با کوه‌هایی از چربی  اما معجزه اینجاست که درامی که فوتبال ارائه می‌دهد حتی اگر زشت و بدقواره باشد دیدنی است و میلیون‌ها بیننده را جذب می‌کند اما فوتبالی که در درام ارائه می‌شود حتی با بهترین آثار کارگردانی شده، فکر شده، نبوغ‌آمیز و صیقل خورده به راحتی حوصله تماشاگر را سر می‌برد.باید این نکته را فهمید که علاقه مندان فوتبال، کسانی که فوتبال بازی   و آن را تماشا می‌کنند و هرکسی که دقایقی در کنار این ورزش بوده است بلافاصله پس از دیدن یک لحظه از یک اثر، ناخودآگاه واقعی بودن یا تصنعی بودن آن را تشخیص می‌دهد. آن‌ها نیازی به توضیح درباره کار‌گردان، بازیگران و فراز و فرودهای داستان احساس نمی‌کنند، آن‌ها به چشم دیده اند و در قلب احساس کرده‌اند که چیزی که در قاب اثر هنری آمده است هرچند به نظر واقعی است اما کیلومترها با واقعیت فاصله دارد.  

درک این مسئله سخت نیست که چرا این حجم از تلاش برای بازسازی فوتبال در هنر صورت گرفته است. فوتبال ورزشی پرطرفدار است و هنر در جست وجوی مخاطب. فوتبال یک زبان جهانی است که نیاز به ترجمه ندارد و هرکسی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. فوتبال خود زاینده است، خود سوژه تولید می‌کند و خودش را پیش می‌برد هرگونه تلاش برای کارگردانی و تولید آن بیهوده است و به شکست می‌انجامد و حتی اگر این تلاش نیز صورت گیرد بلافاصله توسط مخاطب شناسایی می‌شود و دلزدگی درباره آن پیش می‌آید. 

فراتر از مسئله هنر  حتی تلاش برای ساخت یک بازی مصنوعی و حتی یک لیگ به ظاهر حرفه‌ای نیز بلافاصله توسط تماشاگر بازشناخته   و پس زده می‌شود. فوتبال اگر آن طور که هست ارائه نشود دلزدگی ایجاد می‌کند، دروغ و تصنع در فوتبال به سرعت تشخیص داده می‌شود. اتفاقی که ما بارها و بارها در کشور خود تجربه کرده‌ایم. تلاش سالانه، صرف هزینه‌های فراوان برای نمایش لیگی که آنچه    ادعایش را دارد، نیست. اضافه کردن زرق و برق و رنگ و لعاب‌های به ظاهر حرفه‌ای، بر بدنه لیگی که از بازیکن و مربی‌اش تا استادیوم‌هایش هیچ رنگ و بویی از حرفه‌ای بودن ندارند فقط دور ریختن پول است. تماشاگر در روزهای ابتدایی لیگ بیشتر است و هرچه پیش می‌رویم کمتر می‌شود. صدالبته که عوامل بسیار دیگری نیز در کاهش روزمره مخاطبان فوتبال ایرانی دخیل است اما نمی‌توان  تلاش برای کارگردانی و اضافه کردن دروغ و تجمل به این فوتبال را نادیده گرفت، تماشاگری که از ثانیه اول روی سکوی سیمانی می‌نشیند ناخودآگاه دروغ و تصنع را تشخیص می‌دهد و ورزشگاه را حتی اگر تیمش پیروز هم شده باشد، ناراضی ترک می‌کند. او به فدراسیون، کمیته داوران، مربی و بازیکن معترض است زیرا همه این‌ها نماینده یک دروغ بزرگ هستند، آن‌ها تلاش دارند تا چیزی را ارائه دهند که در واقعیت وجود ندارد. باور کنیم این ورزشی است که نمی‌شود آرایش اش کرد  اگر این حقیقت را باور ندارید به تلاش نافرجام خود ادامه دهید.

روزبه آرش

 

 

Market Movers

Yahoo! Inc.

NMS : YHOO - 27 Apr, 10:00am
48.22
-0.04 (-0.08%) After Hours:
Open 48.17 Mktcap 46.44B
High 48.27 52wk Hight 48.47
Low 48.02 52wk Low 35.05
Vol 1.13M Avg Vol 6.41M
Eps 0.71 P/e
Currency: USD

Alphabet Inc.

NMS : GOOG - 27 Apr, 10:00am
872.21
+0.48 (+0.06%) After Hours:
Open 873.60 Mktcap 603.06B
High 873.77 52wk Hight 876.05
Low 870.38 52wk Low 663.28
Vol 212662 Avg Vol 1.42M
Eps 33.26 P/e 31.29
Currency: USD

Apple Inc.

NMS : AAPL - 27 Apr, 10:00am
143.58
-0.10 (-0.07%) After Hours:
Open 143.89 Mktcap 753.30B
High 144.16 52wk Hight 145.46
Low 143.43 52wk Low 89.47
Vol 2.38M Avg Vol 25.40M
Eps 8.96 P/e 17.24
Currency: USD
Advertisement
برای عضویت در خبرنامه هفته نامه پرشین؛ نشانی پست الکترونیکی خود را در فرم زیر وارد نمایید. پس از آن به صورت خودکار ایمیلی به نشانی شما ارسال میشود، برای تکمیل عضویت خود و تایید صحت نشانی پست الکترونیک وارد شده، می بایست بر روی لینکی که در این ایمیل برایتان ارسال شده کلیک نمایید. پس از آن پیامی مبنی بر تکمیل عضویت شما در خبرنامه هفته نامه پرشین نمایش داده میشود.