دخترها حرف بزنند، پسرها فعالیت کنند! - از دوران کودکی، دخترانتان را تشویق کنید که «حرف بزنند» و پسرها را تشویق به «فعالیت‌های عملی» کنید. سیستم برنامه‌ریزی ذهنی و عملکردی مغزی زن‌ها و مردها بر این است که هنگام بروز مشکلات خانم‌ها ابتدا حرف می‌زنند و مردها ابتدا اقدام می‌کنند. زن‌ها نیاز دارند حرف بزنند، زیرا صحبت کردن درباره مشکلاتشان باعث می‌شود که بتوانند بر احساساتشان مسلط‌تر شوند، سپس فکر کنند. البته، این مساله لزوما به این معنی نیست که پس از آن به نتایج درستی برسند، زیرا به نتیجه درست رسیدن مستلزم بلوغ، آگاهی و بینش‌های صحیح است. اما این روند در زن‌ها وجود دارد و سرکوب آن موجب اختلال یا توقف رشد سیستم ذهنی و مغزی آنها شده و موجب بروز افسردگی در آنها می‌گردد؛ در مواردی موجب بروز لکنت زبان در آنها می‌شود؛ یا در برخی موارد هم سرکوب حرف زدن در خانم‌ها در سنین کودکی باعث مکث‌های طولانی در صحبت کردن و بروز دشواری برای یافتن کلمات مناسب در آنها می‌شود. دختران کودک خود را تشویق کنید که صحبت کنند، این کار باعث رشد ذهنی و مغزی آنها می‌شود.

روزها کوتاهتر شده و شب زودتر می رسد، بعضی روزها خورشید کمرنگ می شود و هوا ابری و گرفته، کم کم هم باید به فکر سرد شدن هوا باشیم.همه اینها خیلی ها را بی حوصله و کسل می کند. می روند درون خودشان و چهره شان رنگ غم می گیرد و باعث می شود به هرکسی که از پاییز تعریف کند و مثلا بگوید پادشاه فصل ها، چپ چپ نگاه کنند!واقعیت این است که افسردگی پاییز و زمستان گریبان خیلی ها را می گیرد. حتی گرمای عجیب و غریب این چند ساله هم نتوانسته نظرشان را نسبت به پاییز تغییر دهد و از آمدن این فصل خوشحال باشند.

غم غربت ( Homesickness or Nostalgia ) احساسی از تنهایی، جدا افتادگی یا سردرگمی است که به دلیل دورافتادن و جدایی فرد از محیط، افراد، سنت‌ها و آداب و رسومی که به آنها عادت داشته پدید می‌آید. این عارضه می‌تواند برای تمامی افراد در تمامی گروه‌های سنی اتفاق بیافتد اما عموماً در کودکان و نوجوانان زمانی که محیط قبلی خود (مثلاً مدرسه سابق یا محله سابق) را ترک می‌کنند بیشتر دیده می‌شود .این عارضه همچنین در ماه‌های اولیه مهاجرت خصوصاً در میان خانم‌ها بیشتر از آقایان دیده می‌شود. فرزندان در دوران بلوغ خصوصاً کسانی که در میانه‌های تجارب عاطفی و عاشقانه بوده‌اند و با مهاجرت مخالفت کرده‌اند و یا نظر آنها در این مورد اخذ نشده است نیز بیشتر احتمال درگیر شدن با این پدیده را دارند. دانشجویان سال اول کالج یا دانشگاه به خصوص زمانی که در یک شهر یا کشور دیگر ادامه تحصیل می‌دهند معمولاً این تجربه را پشت سر می‌گذرانند .در میان مهاجران ممکن است این عارضه با احساس نگرانی از پیامدهای مهاجرت و چگونگی غلبه بر مشکلات پیش رو مخلوط شود اما اینها دو چیز متمایز هستند .

روان‌شناسان می‌گویند غم غربت در ابتدای مهاجرت کاملا طبیعی است اما راه‌هایی وجود دارد که از این غم پیشگیری یا دوره آن را کوتاه‌تر کنیم.سال اول دانشگاه بود. 5 نفر سال اولی با هم توی یک اتاق بودیم و تقریبا همه‌مان از یک استان دور آمده بودیم.کسی که خانه‌اش از همه به دانشگاه نزدیک‌تر بود، 10 ساعت تا پدرو مادرش فاصله داشت و کسانی که دورتر بودند، فاصله‌شان به 15 ساعت هم می‌رسید. چند تا از بر و بچ که بیشتر به خانه و خانواده وابسته بودند، وقتی دلشان هوای خانه را می‌کرد کار جالبی می‌کردند؛ کاری که هیچ‌وقت یادم نمی‌رود؛ شب که می‌شد چراغ‌ها را خاموش می‌کردند، به یکی که صدایش غمگین‌تر بود می‌گفتند بخوان و هرکس می‌رفت روی تخت خودش، زیر پتوی خودش و می‌زد زیر گریه! «غم غربت» در روزهای اول مهاجرت بیداد می‌کرد اما کم‌کم، هم غم غربت کمتر شد و هم بچه‌ها دیگر توی اتاق گریه‌و‌زاری نکردند!

برای عضویت در خبرنامه هفته نامه پرشین؛ نشانی پست الکترونیکی خود را در فرم زیر وارد نمایید. پس از آن به صورت خودکار ایمیلی به نشانی شما ارسال میشود، برای تکمیل عضویت خود و تایید صحت نشانی پست الکترونیک وارد شده، می بایست بر روی لینکی که در این ایمیل برایتان ارسال شده کلیک نمایید. پس از آن پیامی مبنی بر تکمیل عضویت شما در خبرنامه هفته نامه پرشین نمایش داده میشود.