به کجا چنین شتابان؟!

بهداشت روان
??TPL_TYPO_TOOL_TITLE??

در طول زندگی مجموعه ای از استرس های مختلف به فرد وارد می شود. این استرس ها باعث می شوند دست به کارهایی بزنیم تا بتوانیم خودمان را با شرایط استرس زا و تغییر های احتمالی هماهنگ کنیم و کمتر آسیب ببینیم. اگر فردی بتواند خودش را با استرس و شرایط استرس زا تطبیق دهد، پس از مدتی زندگی اش به روال عادی برمی گردد، در غیر این صورت دچار اختلال انطباقی و عوارض آن مانند اضطراب و افسردگی خواهدشد... جدولی به نام «هولمز و راهه» وجود دارد که میزان استرس واردشده بر هر فرد در موقعیت های مختلف زندگی را براساس عدد نشان می دهد. مثلا بالاترین استرسی که به هر فردی وارد می شود، فوت همسر است؛ البته در فرهنگ ما بالاترین عدد استرس که همان ۱۰۰ است، به فوت فرزند اختصاص دارد. تصادف، تغییر محل کار یا زندگی (مهاجرت) هم جزو استرس هاست. مهاجرت نیز تعداد زیادی از عوامل استرس زا مانند تغییر محل سکونت، تغییر فرهنگ، تغییر محل شغل، تغییر محل تحصیل، تغییر عادت غذایی و تغییر آب وهوا را به دنبال دارد که هریک از این استرس ها به تنهایی هم می توانند زندگی فردی و اجتماعی افراد را تحت تاثیر قرار دهند. دوری از خانواده هم یکی دیگر از استرس های مهاجرت محسوب می شود. می توان گفت هر فردی که مکانیسم های انطباقی او پایین تر باشد، بیشتر در معرض این استرس ها قرار می گیرد. کودکان و سالمندان جزو همین گروه از افراد هستند که به راحتی نمی توانند با پدیده مهاجرت کنار بیایند.

از طرفی به دلیل بالاتر بودن ریسک افسردگی و ابتلا به بیماری های جسمانی در سالمندان، ممکن است مشکلات و استرس های مهاجرت برای آنها حتی بیشتر از کودکان هم باشد. یکی دیگر از مشکلات مهاجرت برای سالمندانی اتفاق می افتد که اعضای نزدیک خانواده آنها مانند فرزندان یا خواهر و برادرهایشان به مکان دوری مهاجرت می کنند. تحصیل، ازدواج، مهاجرت فرزندان و افراد خانواده یا فوت آنها یکی از بزرگ ترین استرس هایی است که به سالمندان و بزرگ ترهای ما در سنین بالا وارد می شود، بنابراین می توان گفت حتی اگر خود آنها هم مهاجرت نکنند، با مهاجرت نزدیکانشان دچار استرس می شوند. بالا بودن استرس مهاجرت در کودکان به این دلیل است که وابستگی بیشتری به اطرافیان خود از جمله پدربزرگ، مادربزرگ، خاله، عمه، دوستان و همکلاسی هایشان دارند و دور شدن یکباره از آنها برایشان کار چندان ساده ای نیست.

البته منظور ما از مهاجرت، هرنوع مهاجرتی از یک محله، شهر یا کشور به محله، شهر یا کشور دیگر است. هر چقدر این مهاجرت به منطقه ای دورتر، با تفاوت عمیق تر فرهنگی و دوری بیشتر از اعضای خانواده باشد، استرس آن هم بیشتر و تحملش برای کودکان و سالمندان سخت تر می شود. نکته دیگر در این است که معمولا خود بچه ها در تصمیم گیری برای مهاجرت نقش ندارند. به همین دلیل ممکن است بعد از گذشت سال ها از مهاجرت، خانواده ها با اعتراض فرزندان خود در این زمینه مواجه شوند و مشکلات فراوانی برای خانواده های مهاجر ایجاد کند. مثلا ممکن است والدین با هر اعتراضی به رفتار فرزند خود، با این پاسخ مواجه شوند که شما بدون پرسیدن نظر ما وارد چنین فرهنگ جدیدی شده اید و ما هم باید خود را با این محیط تطبیق دهیم. اصطلاح «شوک فرهنگی» برای گروهی از افراد استفاده می شود که با مهاجرت و ورود به فرهنگ جدید، دچار اختلال های مربوط به فرهنگ پذیری می شوند. این اختلال ها، ناشی از قرار گرفتن در فرهنگ و آدابی جدید است که می تواند برای فرد مهاجر مشکل ساز شود و او را دچار «شوک فرهنگی» کند. با توجه به آسیب پذیرتر بودن کودکان و سالمندان در برابر پدیده مهاجرت، بهتر است پیش از تصمیم به انجام چنین کاری، حتما تمام زوایای آن سنجیده شود و با صحبت کردن با بچه ها و سالمندان، آنها را با شرایط جدید پیش رو آشنا کنند و درباره فرهنگ جدید و محل زندگی جدید صحبت کرد تا ورود به محلی جدید با فرهنگی ناشناس و کاملا متفاوت آنها را دچار استرس نکند.

دکتر حامد محمدی کنگرانی

روان‌پزشک، عضو کمیته رسانه و کمیته آموزش انجمن روان‌پزشکان ایران

**اشکال یابی جوملا**

**جلسه**

**اطلاعات مشخصات**

**حافظه استفاده شده**

**پرس و جو پایگاه داده**